٥-٦ سال پیش، یکی از دوستان ابله
به همراه خانواده ابله تر از خودش، در اوج خشونت ها در عراق، بدون پاسپورت
زمینی سوار پیکان راهی کربلا شدند تا عاشورا و تاسوعا را در کنار حرم
بگذرونن. انفجار های اون سال در کربلا رو من از تلویزیون میدیدم، در حالی
که دوستم وسط شلوغی ها زور میزد که زنده بمونه. بلافاصله بعد از انفجار ها
مردم عراق به چند تا ایرانی حمله کردند و میزدنشون. میگفتند ایرانی ها عامل
انفجار ها هستند.
چند روزی هست که چند تا ایرانی
بخت برگشته در سوریه گرفتار شدند. این که این آدم ها سپاهی هستند یا نه رو
نه من میدونم، نه اونهایی که خیلی خونسرد خواهان "اعدام این مزدوران
جمهوری اسلامی" هستند. خیلیا میگن آخه کدوم آدم عاقلی میره برای زیارت تو
این شرایط؟ جواب: آدم های احمقی مثل دوست من! احمق بودن دلیل کافی برای
مردن نیست! تنفر از جمهوری اسلامی داره مارو به جاهای خیلی بدی میکشونه. یه
نگاه به همین سوریه بندازین. این آدمایی که میگن باید اسیرهای ایرانی رو
اعدام کرد آیا حاضر هستند که تو سوریه بعد از بشار اسد زندگی کنن؟ بشار اسد
آدم کش هست ولی به یه بخش بزرگی از کسایی که دارن باهاش میجنگند هم هیچ
اعتمادی نمیشه کرد. سلفی ها و القاعده فقط یه نمونه هستند... قبل از اینکه
خیلی راحت حکم مرگ آدم ها رو صادر کنید یه کم فکر کنید و ببینید اون
دموکراسی که براش دارین تلاش میکنید رو برای چی میخواهین!